شعر "درامواج سند"مرحوم دکتر
حمیدی شیرازی توصیفی است از جنگ میان
سلطان جلال الدین خوارزمشاه ولشگر چنگیز خان مغول...
دکترمهدی حمیدی
شیرازی، با دقّت در " درامواج سند" خود که بی شک از زیباترین اشعار اوست و
موضوع آن مبارزه و ایستادگی جلاالدین
خوارزمشاهی دربرابر لشکر مغول در کنار رود
سند است، با تصویر سازی زیبای خود در
این شعر از جلاالدین خوارزمشاهی چهره ای مبارز ٬ شجاع و میهن دوست ارائه می
دهد که تمام همّ و غمّش نجات وطن از دست
بیگانگان است. وی در این راه حتّی زنان و
فرزندانش را به امواج سند می سپارد تا
بدون دغدغه ی ذهنی و نگرانی از اسارت
خانواده با شجاعت تمام با مغولان بجنگد.
لازم به ذکر است شعر دیگر ماندگار در اذهان" شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
***
فریبنده زاد و فریبا بمیرد " نیز
سروده این شاعر گرانقدر است. دکتر در سال ۱۳۶۵ در
تهران وفات کرد و در حافظیه شیراز
به خاک سپرده شد.
در زمان خوارزمشاهیان و حاکمیت سلطان محمد خوارزمشاه
مغول ها به فرماندهی چنگیز خان مغول مشغول به جهان گشایی بودند. چنگیز خان از طرف شرق
تصرفاتش به حدود ایران رسیده بود و با وجود داشتن کشور پر ثروت و عظیم چین که در تصرف
داشت به لشکرکشی به ایران نیازی نداشت.از این رو قصد داشت تا با سلطان محمد خوارزمشاه
که او را پادشاهی مقتدر میدانست روابط دوستانه برقرار کند.
تعدادی بازرگان مغول را که تعدادشان به ۴۵۰ نفر
میرسید و ظاهراً اکثر آنها نیز مسلمانان ولایت چنگیز خان بودند را با پارهای اجناس
به همراه آنها و با نامهای شامل توصیهٔ
آنها و درخواست برقراری رابطه بین دو دولت، به قلمرو سلطان خوارزمشاه فرستاد، اما غایرخان،
در مال بازرگانان طمع کرد و تجار مغول را به اتهام جاسوسی در سرحد قلمروی مورد حکومتش
توقیف کرد و سپس با اجازهٔ سلطان محمد
خوارزمشاه که در تمامی این بازرگانان را قتل عام کرد. چنگیز خان هنگامیکه از واقعهٔ
اترار مطلع گردید از خوارزمشاه درخواست نمود تا مسبب این واقعه یعنی غایرخان را به
او سپارد و خسارات وارده را جبران نماید. سلطان محمد مایل به استرداد غایرخان نبود
زیرا بیشتر لشکریان وغالب سرکردگان لشکر او از خویشان غایرخان بودند و همچنین مادر
سلطان محمد، ترکان خاتون، که در کارها نفوذ داشت نیز به قدرت ترکان قنقلی پشت گرم بود
و چنین شد که سلطان محمد نه تنها درخواست چنگیز خان را قبول نکرد بلکه سفیر چنگیزخان
که برای ابلاغ این درخواست استرداد غایرخان به پایتخت خوارزمشاهی آمده بود نیز به امر
سلطان محمد به قتل رسید و همراهان او با ریش و سبیل بریده به نزد چنگیز بازگردانده
شدند. این رفتار جنگ طلبانهٔ محمد خوارزمشاه
هجوم چنگیزخان را به آسیای مرکزی تسریع نمود.سلطان محمد هنگام حمله مغول ها آمادگی
کافی نداشت و از جهتی هم او در هنگام تدارکات جنگی در ظرف یک سال سه بار از مردم مالیات
گرفت و به همین جهت اعتراض و نارضایتی مردم را برانگیخت.با حمله مغول با اینکه
مردم در چند شهر جانانه مقاومت کردند ولی ایران در حال تسخیر شدن بود مغولها به هر
شهری می رسیدند آنرا ویران میکردند و مردم را میکشتند. سلطان محمد خوارزم شاه هم
که این وضع را دید شروع به عقب نشینی و فرار نمود و در سر راه گیلان، خود را به مازندران
رساند و سرانجام در یکی از جزایر کوچک دریای خزر بنام جزیرهٔ
آبسکون پناهنده شد در هنگام اقامت در جزیره سخت بیمار بود. او قبل از مرگ آگاه شد که
لشکریان مغول در لاریجان قلعهای را که پناهگاه حرم و فرزندان او بود، تسخیر کرده و
پسران کوچک او را کشته و دختران و خواهران او را به اسیری بردهاند. سلطان محمد در
همین جزیره در ماه شوال ۶۱۷ ه ق درگذشت . سلطان جلالالدین پسر سلطان محمد که
برعکس پدرش فردی شجاع بود، بیش از ۱۰ سال بعد از مرگ پدر در برابر سپاهیان مغول به
شدت ایستادگی نمود و با همدستی تیمور ملک چندین ضربهٔ
شدید به قشون مغول وارد آورد. شعر دکتر مهدی حمیدی در واقع در تجلیل ایستادگیهای
سلطان جلال الدین و دیگر مدافعان این مرز وبوم طی قرنهای متمادی است.
این شعر را به تمام شهدای ایران زمین در طول تاریخ تقدیم میکنم :

به
مغرب سینه مالان قرص خورشید
نهان
می گشت پشت کوهساران
فرو
می ریخت گردی زعفران رنگ
به
روی نیزه ها و نیزه داران